تبليغاتX
ماهی ها هم عاشق میشوند

 

خانه دوست کجاست؟

من دلم میخواهدخانه ایی داشته باشم

پر دوست بر درش برگ گلی میکوبم

روی آن با قلم سبز مینویسم

خانه ی دوستی ما اینجاست

 تا که سهراب نپرسد دیگر خانه ی دوست کجاست




!!!
هر کسي سهم خودش را طلبيد

سهم هر کس که رسيد داغ تر از دل ما بود

 ولي نوبت من که رسيد سهم من يخ زده بود!

 سهم من چيست مگر؟

 يک پاسخ پاسخ يک حسرت!

سهم من کوچک بود قد انگشتانم

عمق آن وسعت داشت

 وسعتي تا ته دلتنگيها شايد از وسعت آن بود که بي پاسخ ماند


تو اگر همسفر من باشی 

راه اگر پر زغبار 

خالی از مستی باران  بهار 

و اگر مقصد ما 

لمس خورشید در آن سوی درختان باشد 

نهراسم زكمین كردن ابر 

نگریزم زشبیخون زدن صاعقه ها 

تو اگر همسفر من باشی ؛

من گل یاس به گلدن خزان خواهم داد

راز شبگردی عاشق همه جا خواهم گفت 

نور مهتابی چشمان تو را

در شبستان دلم خواهم كاشت 

و به شب خواهم گفت : 

برگ از شاخه ی امید جدا نتوان كرد 

بال پرواز من از موسم پاییز تویی 

مست چشمان تو در میكده ی عشق منم 

همسفر ؛ باغ دل از عطر صداقت پر كن

كه در آغوش تو از خویش بباید گذرم

+ نوشته شده در دوشنبه 30 اردیبهشت1387ساعت 12 بعد از ظهر توسط بهاره |



امسال - فصل فاصله كولاك مي كند
حسرت، بخار پنجره را پاك مي كند

شايد هنوز خاطره اي مانده پشتِ در ...
از تو - همان كه خنده به افلاك مي كند -

بس كن! ... چقدر منظره غمناك مي شود
وقتي كه نيستي، غم ِ ... / نمناك مي كند ...

... حسّي غريبِ وسوسه را با سرودنت
با اين صدا كه يكسره پژواك مي كند :

«آ ... هاي عشق! زنده به گورم نكن مرا»
- شعري كه در درون خودم خاك مي كند -


معلم پای تخته داد می زد
 صورتش از خشم گلگون بود
 و دستانش به زیر پوششی از گردپنهان بود
ولی ‌آخر کلاسی ها
لواشک بین خود تقسیم می کردند
وان یکی در گوشه ای دیگر جوانان را ورق می زد
برای آنکه بی خود های و هو می کرد و با آن شور بی پایان
تساوی های جبری رانشان می داد
خطی خوانا به روی تخته ای کز ظلمتی تاریک
غمگین بود
تساوی را چنین بنوشت
یک با یک برابر هست
 از میان جمع شاگردان یکی برخاست
همیشه یک نفر باید به پا خیزد
به آرامی سخن سر داد
تساوی اشتباهی فاحش و محض است
معلم
مات بر جا ماند
و او پرسید
گر یک فرد انسان واحد یک بود ایا باز
یک با یک برابر بود
 سکوت مدهوشی بود و سئوالی سخت
معلم خشمگین فریاد زد
آری برابر بود
و او با پوزخندی گفت
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
آن که زور و زر به دامن داشت بالا بود
وانکه قلبی پاک و دستی فاقد زر داشت
پایین بود
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
آن که صورت نقره گون
چون قرص مه می داشت
بالا بود
وان سیه چرده که می نالید
پایین بود
اگریک فرد انسان واحد یک بود
این تساوی زیر و رو می شد
حال می پرسم یک اگر با یک برابر بود
نان و مال مفت خواران
از کجا آماده می گردید
یا چه کس دیوار چین ها را بنا می کرد ؟
یک اگر با یک برابر بود
پس که پشتش زیر بار فقر خم می شد ؟
 یا که زیر صربت شلاق له می گشت ؟
یک اگر با یک برابر بود
پس چه کس آزادگان را در قفس می کرد ؟
معلم ناله آسا گفت
بچه ها در جزوه های خویش بنویسید
 یک با یک برابر نیست

+ نوشته شده در سه شنبه 27 فروردین1387ساعت 0 قبل از ظهر توسط بهاره |


دوستای گلم سلام

امیدوارم حالتون خوب باشه و با دلی شاد به استقبال بهار برید

ممنون از اینکه بهم سر میزنید و با نظراتتون منو دلگرم میکنید خیلی دوستون دارم

۴شنبه سوری خوش گذشت؟به من که خیلی جای همتونو خالی کردم

دیگه حتما همه دارین برا فردا اماده میشین منم داشتم هفت سینمونو اماده میکردم

خیلی خوشکل شده همش سلیقه ی خودمه اگه شد بعد عید عکسشو میزارم

خوش بگذره عید به همتون

عیدتون مبارک سال خوبی داشته باشین 

+ نوشته شده در چهارشنبه 29 اسفند1386ساعت 9 بعد از ظهر توسط بهاره |


 ای غزل رنگین کمان ماندگار لحظه هایم را ببر تا پشت خواب

ای تو تکرار من ایینه دار در تو باید گم شوم دیوانه وار

تشنه باید بودو از دریا گذشت

با تو ام ای حسرت هر شوره زار

ای تو جادوی شب میلاد عشق

سبز سبزم کن در اغوش بهار

ناز من چیزی بگو حرفی بزن ای تو تعریف من و تعریف یار

با تو ام ای خوب خوب خسته ام از انتظار و انتظار



 

♥ღஜღhappy valentine`s dayღஜღ♥

 

ولنتاین مبارک



 

+ نوشته شده در پنجشنبه 25 بهمن1386ساعت 4 بعد از ظهر توسط بهاره |


   مبادا هلهله کوفیان زمان نگذارد که صدای غربت حضرت حجت ابن الحسن ارواحنا فدا به گوش ما برسد

                                                                  

دوباره از صحراهای دور صدای زنگ قافله ای غریب به گوش میرسد!!آری غصه ی غریبی حسین (ع) تمامی ندارد!!!

فرا رسيدن تاسوعا و عاشورا تسليت باد

 



يه شب ديدم تو آسمون،
 ستاره اي چشمک زنون، خنديد و گفت:
کنارتم تا آخرش، تا پاي جون...
ستاره ي قشنگي بود، آروم و نازو مهربون...
ستاره شد عشق منو، منم شدم عاشق اون...
اما زياد طول نکشيد، عشق من و ستاره جون؛
ماهه اومد ستاره رو، دزديد و برد نا مهربون...
ستاره رفت
با رفتنش، منم شدم بي همزبون...
حالا شبا به ياد اون، چشم مي دوزم به آسمون
......

+ نوشته شده در جمعه 28 دی1386ساعت 5 بعد از ظهر توسط بهاره |


 

این هفته رو رژیم بگیر تا انتخاب نشی. اینو به بقیه گوسفندا هم بگو(عید سعید قربان پیشاپیش مبارک)

 

یلدا یعنی یادمان باشد که زندگی آنقدر کوتاه است که ۱ دقیقه بیشتر با هم بودن را باید جشن گرفت.یلدا پیشاپیش مبارک.

 

یکی محبت می کنه یکی ناز! اونی که ناز می کنه همیشه محبت می بینه ولی اونی که محبت می کنه همیشه تنهای تنهاست.

 

ترکه تو انگلیس راننده تاکسی بوده بهش میگن مشکلی نداری اینجا فرمون ماشینا سمت راسته؟ میگه نه! فقط هر وقت تف می کنم میفته رو مسافر!!

 

صد دفعه بهت گفتم وقتی راه می ری جلوی پاتو نگاه کن!!! باز افتادی تو قلبم!!!

 

تیک تاک ساعت فریاد مرگ ثانیه هاست. ولی دوستی ها هیچ گاه نمی میرند.

 

من بهشت را برای آب و هوایش دوست دارم و جهنم را برای دیدن دوستان.(مارک تواین)

 

تولدت مبارک..... وای نه پیونده...... نه یعنی برد غرور آفرین تیم...... نه چیزه! ماه مبارک رمضان..... نه میگم..... اصلا ولش کن خیلی دوست دارم.

 

ایرانسل داران عزیز به لحظات ملکوتی ۱۲ شب تا ۶ صبح نزدیک می شویم.(التماس دعا)

 

N00WI3W WV7VS

گوشيتو بر عكس كن بخون.

 

تو خوشگلترين، خوشتيپ ترين، با كلاس ترين و با حال ترين آدم روي زمين هستي!!!(اينم هندونه ي شب يلدا)

 

تو تو دماغ من چيكار مي كني؟

.

.

.

.

تعجب نكن آخه تو نفس مني عزيزم!!!

 

غلط كردم..... گه خوردم...... من بي تقصيرم...... اون بي شرف گفت بيام.... نه....نههههههههه......خواهش ميكنم....... پاكم نكن.........(اعتراف يك اس ام اس)

 

دوست دارم.

.

.

.

.

.

ديگه دنبال چي ميگردي اين كه خودش آخر حرفه!!!

 

o---@:@:@:@--->

o---@:@:@:@--->

اگه گفتي اينا چيه؟

.

.

.

جيگر منه كه داره برات كباب ميشه!!!

 

00:03

00:02

00:01

00:00

بووووووووووووم!!!!!!!!!!

دلم از دوريت تركيد!!!

 

۹

۸

۷

۶

۵

۴

۳

۲

۱

دینگ دینگ

طبقه ی همکف

به ۵ دلیل واست اس ام اس میدم:

۱. مجانیه

۲. بیکارم

۳. میخوام حال ایرانسلو بگیرم

۴. میخوام کفر ۹۱۲ رو در بیارم

۵. میخام تو رو ذوق زده کنم!!!

ازدواج آدم و حوا تو هیچ دفتری ثبت نشده

هیچ آخوندی هم نبوده که صیغه بخونه

بد بختا همتون حروم زاده اید. ها ها ها

=۰+۱

تو یک هستی و من ۰

من باشم یا نباشم تو یک هستی ولی اگه تو نباشی من هیچم.

 

آیا می دانید ۹۰٪ کسانی که از طرح قرمز ایرانسل استفاده میکنند

.

.

.

از بی خوابی رنج میبرند؟

 

پلیس داشته دنبال ترکه میکرده ترکه خودشو میندازه تو جوب پلیس میگه دستا بالا ترکه میگه: خفه شو از اینجا به بعد مربوط به نیرو دریایی میشه!!!

 

لاکپشت ها هم عاشق می شن ولی تحمل درد عشق براشون راحته چون حداقل عشقشون آروم آروم ترکشون می کنه.

وقتی یه مرد از ازدواج می ترسه واسه این نیست که از دل بستن به یه زن می ترسه بلکه دل بریدن از بقیه زن هاست

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

وووووووااااااااااا دنبالم نیا من نامزد دارم

 

 

همیشه یادت باشه عزیزم:

زیبایی زندگی به مقدار نفسی که می کشی نیست، در واقع اون لحظه ای زیباست که نفست رو بند میاره.

 

یه غورباقه با یه اردک ازدواج می کنه.اگه گفتی بچشون چی می شه؟!

.

.

.

.

.

بچه دار نمی شن!واسشون دعا کن!!

 

روباه به زاغ گفت: به به عجب سری عجب دومی!!!

زاغ گفت: برو گمشو اون دفعه که پنیرم رو گرفتی کلاس دوم بودم الان دانشگاه میرم.!

خداوندا، تقدیرم را زیبا بنویس ، کمک کن تا آنچه را که تو زود خواهی من دیر نخواهم، و آنچه را که تو دیر خواهی من زود نخواهم.

 

اگه گفتی پنج شنبه بعد از ساعت 12 شب چی می شه؟؟؟

.

.

.

.

.

.

می شه جمعه........

پلیس جلوی ترک رو می گیره میگه: گواهینامه، بیمه ، کارت ماشین

ترکه می گه:چی کار کنم جمله بسازم؟


دو پنجره

 

توی یک دیوار سنگی

دو تا پنجره اسیرن

دو تا خسته دو تا تنها

یکیشون تو یکیشون من

 

دیوار از سنگ سیاهه

سنگ سرد و سخت خارا

زده قفل بی صدائی

به لبای بسته ی ما

 

نمی تونیم که بجنبیم

زیر سنگینی دیوار

همه ی عشق من و تو

قصه هست قصه ی دیدار

 

همیشه فاصله بوده

بین دستای من و تو

با همین تلخی گذشته

شب و روزای من و تو

 

راه دوری بین ما نیست

اما باز اینم زیاده

تنها پیوند من و تو

دست مهربون باده

 

ما باید اسیر بمونیم

زنده هستیم تا اسیریم

واسه ما رهائی مرگه

تا رها بشیم می میریم

 

کاشکی این دیوار خراب شه

من وتو با هم بمیریم

توی یک دنیای دیگه

دستای همو بگیریم

 

شاید اونجا توی دلها

درد بیزاری نباشه

میون پنجره ها شون

دیگه دیواری نباشه

+ نوشته شده در یکشنبه 2 دی1386ساعت 7 بعد از ظهر توسط بهاره |



سلام

بالاخره بعد یه ماه اومدم

دلم واسه همتون یه ذره شده بود

واسه وبم که دیگه خیلی خیلی تنگیده بود



شب مثال درياست
و ستاره ها در آن مرواريد
قايقي لازم نيست
غرق بايد شد در اين بحر غريب
دست و پا لازم نيست
اندکي آرامش
و کمي هم رويا

+ نوشته شده در دوشنبه 26 آذر1386ساعت 10 قبل از ظهر توسط بهاره |



دختري کرد سوال از مادر... که چه طعم دارد شوهر...
اندکي کرد تامل مادر... تا چه گويد در جواب دختر...
گر بگويد مزه اش شيرين است...
همچو شمشاد گل نسرين است...
يا بلا فاصله شوهر خواهد... يا غم بي شوهري روانش کاهد...
ور بگويم مزه اش تلخ است... تا ابد ميکشد از شوهر دست..
. لاجرم گفت: به او اي زيبا... ترش باشد مزه ي شوهر ها...
دخترک در تب و تاب افتاد ... گفت : واي مادر دهنم آب افتاد

*******************************************

دخترها مثل سيب هاي روي درخت هستند. بهترين هايشان

 در بالاترين نقطه درخت قرار دارند.

 پسرها نمي خواهند به بهترين ها برسند چون مي ترسند

سقوط كنند و زخمي بشوند،

 بنابراين به سيب هاي پوسيده روي زمين كه خوب نيستند

 اما به دست آوردنشان آسان است، اكتفا مي كنند.

سيب هاي بالاي درخت فكر مي كنند مشكل ازآنهاست

 درحالي كه آنها فوق العاده اند

. آنها فقط بايد منتظر آمدن پسري بمانند

 كه آن قدر شجاع باشد كه بتواند از درخت بالا بيايد!!!!

*******************************************

يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم وقت پر پر شدنش سوز و نوايي نکنيم...

 يادمان باشد سر سجاده عشق جز براي دل محبوب دعايي نکنيم...

 يادمان باشد از امروز خطايي نکنيم گرچه در خود شکستيم صدايي نکنيم...

 يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بي سر و پايي نکنيم 

  ***********************************

 غنچه از خواب پرید

و گلی تازه به دنیا آمد،

خار خندید و به گل گفت :

سلام

 و جوابی نشنید ، خار رنجید ولی هیچ نگفت،

ساعتی چند گذشت گل چه زیبا شده بود ،

دست بی رحمی آمد نزدیک ،

گل سراسیمه ز وحشت افسرد ،

 لیکن آن خار در آن دست خلید وگل از مرگ رهید ،

صبح فردا که رسید ،

 خار با شبنمی ازخواب پرید ،

 گل صمیمانه به خار گفت:

 سلام

 

+ نوشته شده در شنبه 19 آبان1386ساعت 7 بعد از ظهر توسط بهاره |


ما دلشکستگانیم                   

اقا                    
نمی ایی؟؟؟؟؟؟؟
 


وقتی به دنیا می اییم در گوشمان اذان می گویند

وقتی می میریم برایمان نماز می خوانند

زندگی چه قدر کوتاه است!!!!

فاصله ی بین اذان تا نماز

اری زندگی به اندازه ی یک نیت است:

یک رکعت زندگی به جا می اورم قربتا الی الله

+ نوشته شده در جمعه 11 آبان1386ساعت 4 بعد از ظهر توسط بهاره |


                                          

 

                                            اقا بیا به خاطر باران ظهور کن


               ما را از این هوای سراسیمه دور کن


                      خدایا  دلم بد جور گرفته چرا کمکم نمی کنی؟

                        چرا حاجتهای منو دیر بر اورده می کنی؟

                        برا همه همین جوریه یا فقط واسه من دیر بر اورده

میشه؟

                خدایا منو از این تنهایی در بیار دیگه

                من تو یه چیز موندم من بنده ی بدی هستم که

               دیر جوابمو میدی یا بنده ی خوبی هستمو

دوس داری

               بیشتر صدات کنم ..........کاش دومی باشه

              من که نا امید نمی شم اینقده میگم تا اخرش جوابمو

             بدی (زورکی میگیرم)

+ نوشته شده در جمعه 4 آبان1386ساعت 7 قبل از ظهر توسط بهاره |